(Welcome to the Green Embassy Campaign website) (sefaratesabz@gmail.com) Office in the country of Norway (Tel. +47 41 28 72 32 )

ما سبـــزهای ساختار شکنیم و خواهان تغییــــر بنیادینِ رژیمِ حاکم برایران هستیم ، ما ازخواستِ مردمِ داخل کشورمان تبعیّت میکنیم

مستقل بوده و دلبستــــه به کسانـی و یا جریانــــی نیستیـم : محمـــد رضا حیــــدری  بنیانگذار و سخنــــگوی شورای کمپیـــــن سفارت سبــــز

بیانیه کمپین سفارت سبز : نقشه راه مبارزین داخل کشور جهت عبور از رژیم اسلامی حاکم بر ایران 2015/01/14

بیانیه کمپین سفارت سبز : سرانجام مذاکرات هسته ای و چالش های پیش روی جمهوری اسلامی 2014/12/12‏

بیانیـــــه هـــــای پیشیـــــن   کلیک

 

سایت های خبـــــــری 

هرانا ، خبرگزاری حقوق بشر در ایران

کانون دفاع حقوق بشر در ایران

گزارشگران بدون مرز

پارس دیلی نیوز

ایران پرس نیوز

رادیو فــــــــردا

کیهان لندن

دیگربان

بانک اطلاعاتی درباره برنامه هسته ای

اورو نیوز - فارسی

صدای آمریکا ، فارسی

دو یـچه وله ، خبر های ایران

روز آنلایــــن

بالاترین

ژورنالیست

العربیه

بی بی سی فارسی

من و تو ، سایت خبری

ایرانیان انگلستان Iranianuk

عدالت برای ایران

خبر گزاری های مهم خارجی

دیلی وورلد

رادیو و تلویزیون

NITV

تلویزیون پارس

VOA

رادیو فردا

رادیو صدای اسرائیل

رادیو فرانسه

رادیو صدای آلمان

پرشین رادیو

رادیو صدای مردم

    خبرنامه رسمی کمپین سفارت سبز  خبر های مهم روز درصفحه

فیس بوک رسمی کمپین سفارت سبز 

پی نوشت ها و تفسیر های خبری از دکتر علی اکبرامید مهر دیپلمات پیشین .. درج در خبر نامه سفارت سبز کلیک

(دسترسی به  خبـــــــــــــــرهای پیشین)

اعضای کمپین و کارکنان سایت سفارت سبز ، نوروز باستانی را حضور هموطنان گرامی شادباش میگویند . نوروز بر شما خجسته باد

خبر-وخیم تر شدن بحران یمن؛ عربستان آماده جنگ.
تفسیر خبر-عربستان نخواهد گذاشت محاصره اش توسط مزدوران تررویست رژیم تهران در مرز هایش با عراق و یمن تکمیل شود.یمن در حوزه ژئوپلتیک(جغرافیای سیاسی) عربستان است و دخالت رژیم تهران در یمن،بازی با دم شیر است.
نظریه:رژیم تهران به بهانه مقابله با داعش ( که بکمک بشار اسد توسط خود رژیم تهران ساخته و پرداخته شده) هزاران نیروی نظامی وارد عراق و سوریه نموده،دو گروه تروریستی اصائب اهل حق و سپاه بدر را نیز همچون گروه تروریستی اش ،انصار الله دریمن،حزب الله را در لبنان و سوریه ،دم دست دارد ،تا انقلاب کذایی یا در واقع ،هلال شیعه از یمن تا بحرین ، از عراق تا لبنان و سوریه را در منطقه تکمیل نماید.اگر تاکنون نه دول بزرگ نه شورای امنیت،اقدامی ننموده و سکوت نموده اند.بخاطر امضای توافقات اتمی ،بوده است.حتی از عربستان و اعضای دیگر شورای همکاری خلیج فارس نیزخواسته اند .دندان رو جگر بگذارند تا این غول اتم شیعی را در شیشه نمایند.اما به محض در شیشه کردن این غول بی شاخ و دم ،نوبت فروپاشی هلال شیشه فرا خواهد رسید.رژیم این را میداند و تلاش دارد قبل از رسیدن اوضاع به آن مرحله ،پایه های خود را درین مناطق محکم نماید.سرعت گرفتن مسائل در یمن بخاطر همین هست.اما بنظر میرسد عربستان صبرش در مقابل این تاخت و تاز های بی رویه و گستاخانه رژیم تهران بسر آمده،علیرغم توصیه ها و وعده وعدید های جان کری،لشگر زرهی و توپخانه خود را به مرز یمن گسیل نموده،تا در صورت اقتضا بیدرنگ نیروهای خود را وارد یمن نماید،بهانه این کار را هم مبنی بر دخالت های نظامی رژیم تهران در عراق و سوریه در دست دارد.

خبر1-بیانیه ۱۰۶ نماینده پارلمان اروپا از ۲۶ کشور، ضرورت نظارت بر وضعیت حقوق‌بشر در ایران.
خبر2-صداوسیمای رژیم: رئیس قوه قضائیه گفت: گروه 1+5 به ویژه آمریکا با طرح ادعاهایی مبنی بر حمایت ایران از تروریسم و یا نقض حقوق بشر به دنبال سنگ اندازی در مسیر مذاکرات هسته‌ای هستند.
تفسیر خبر-5 بعلاوه 1 با این خواسته ها می خواهند غیر مستقیم به رژیم حالی کنند.در صورت عدم تسلیم صد در صدی اتمی، برنامه تغییر رژیم با انگشت گذاشتن روی رگ حساس مسائل ایران یعنی نقض حقوق بشر و کمک به تروریسم بین الملل از سوی رژیم،برنامه بعدی غرب علیه رژیم در صورت شکست مذاکرات اتمی خواهد بود.

خبر-حضور هزران ایرانی در پاسارگاد آرامگاه کوروش بزرگ :گستردن پرچم سه رنگ ایران و نهادن سبزه ، هفت سین، نگاره اشو زرتشت و کتاب اوستا بر آن و خواندن گروهی سرود ملی ای ایران ، اوستا خوانی و شاهنامه خوانی بر شور و شکوه این آیین زیبای نوروزی در پاسارگاد افزوده بود.جوانانی که از راه های دور و نزدیک برای دیدار نوروزی از آرامگاه کورش به پاسارگاد رفته بودند پارچه نوشته هایی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: آباد باش ای ایران ، آزادباش ای ایران ، از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
تفسیر خبر: در حال حاضر یک برخورد مهم اما غیر مسلح شبیه جنگ سرد در ایران ما حاکم است.فرهنگ شاد،آزاد، جهانشمول ایرانی که جشن های نوروز گل سر سبد آن است.با یک تفکر بد تر از قرون وسطایی که سرسبد خواسته های این فرهنگ عقب افتاده، جنگ طلبی،غم پروری،گریه زاری،توی سر هم زدن، تجاوز پدر مسلمان افغانی بدخترش با رعایات مسائل رساله شرع اسلام،خود سوزی نان آور خانواده بخاطر زورگوئی نیروهای انتظامی لی فقیه،دخیل بستن به امامزاده ها، و... از جمله هزاران اقدام زشت این سیاه چال ضد بشری است.در قرن 21 سرانجام کدامیک پیروز میشود.پاسخ اش ساده و به همین زدی ها همزمان با مرگ راس هرم قدرت است: پیروزی فرهنگ ایرنی بر هژمونی اسلامی ولی فقیه.


خبر-اردن اعلام کرد آماده است تا در امور تسلیحاتی و آموزش‌های نظامی، به نیروهای عراقی و عشایر این کشور علیه گروه داعش کمک کند.
تفسیر خبر- با این اقدام و اقدام مشابهی از سوی عربستان ،هدف نهایی اطاق فکر زیر زمینی اداره کننده دنیا جهت تشکیل دو اردوی مقتدر منطقه در مقابل هم(جنگ شیعه-سنی) وارد فاز نهایی و اقدام میگردد.د ارتش پولدار(عربستان)و مقتدر (اردن) در قبال تجهیز ارتش(شیعیان )عراق و شه نظامیان شیعه همچون، بدر ،و ...از سوی قاسم سلیمانی،مصممانه مبادرت به تجهیز و آموزش ارتش(سنی های) عراق و شبه نظامیان سنی مناطق قبائلی عشیره نشین،نموده است.دود این اردوکشی سرانجام به چشم مردم ایران خواهد رفت.رژیم تصور می کند ،با اولین برخورد نظامی آن شور وطن پرستی جوانان ایرانی و خانواده ها را به رهبری قاسم سلیمانی(تبلیغات اخیر اعلام شباهت وی به سرداران نامی ما در گذشته)تحریک نموده حاصل این کشت و کشتار جوانان ایرانی موجب تقویت رژیم و باز گشت به جایگاه بعد از جنگ 8 ساله با عراق خواهد شد.این امر گر چه با حمایت کارتل های تسلیحاتی جهان انجام میگیرد.(چهره سازی اخیرشان از قاسم سلیمانی) اما نتیجه آن به تجزیه ایران که هدف نهایی این پروژه هست،منتهی میگردد.ما مخالفین رژیم باید این هشدارها را دریابیم بهانه ها و اختلافات را کنار گذاشته متحدا در مقایل این توطئه ایستادگی نموده مانع بر بادی ایران گردیم.لطفا این مقاله را بخوانید:
قاسم سلیمانی، قهرمان ائتلافی ناهمگون
توسط همن سیدی
در تاریخ جمهوری اسلامی، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران ملقب به نیروی قدس، همیشه هویتی نظامی- امنیتی داشته است. به همین دلیل نه تنها مشخصات مسئولین و پرسنل آن از طرف مقامات جمهوری اسلامی و سپاه اعلام نمی‌شد که تا مدت‌ها، اصلاً وجود شاخه‌ای برون مرزی رسما تایید نمی‌شد. اتهام انجام بسیاری ازعملیات منسوب به جمهوری اسلامی، در کشورهای اروپایی، در آرژانتین و در شرق آسیا به نیروی قدس سپاه مرتبط می‌شد و مانند سایر دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، محرمانه ماندن هویت مسئولین و مدیران، شامل نیروی قدس هم می‌شد.

اما در چند ماه اخیر تصاویر و ویدیوهایی از فرمانده این نیرو در عراق منتشر شده است و از مجلات آمریکایی تا رسانه‌های حکومتی ایران به بررسی نقش پررنگ قاسم سلیمانی پرداخته‌اند. این تغییر در روال پیشین، با حضور این فرمانده در مراسم دولتی و مصاحبه با خبرگزاری های داخلی و نامه‌نگاری با هنرمندان حکومتی، حالتی عامدانه به خود گرفته انگار که سلیمانی نه تنها از قرار گرفتن در مرکز توجه‌ها ناخشنود نیست که خودش امکان این سوژه بودن را فراهم می‌کند.

دلایل متعددی می تواند در پشت این تغییر باشد، از تاکتیک‌های یک قدرت جهانی تا جنگ روانی یک قدرت منطقه‌ای، از کسب وجهه برای یک ارگان نظامی با چهره‌ای مخدوش‌شده تا برنامه‌های رهبری آگاه به میزان مشروعیت خود و دست آخر، تلاش یک ناسیونالیسم شکست خورده باستانگرا برای احیای خود از دل تناقض امپراطوری در ایران باستان و ولایت فقیه در ایران کنونی. در این نوشته، به اختصار به بررسی این دلایل پرداخته می‌شود.

حضور قاسم سلیمانی در عراق تنها به چند ماه گذشته برنمی‌گردد. از چند سال قبل از آنکه تصاویر او در کنار نیروهای نظامی عراقی منتشر شود، سلیمانی عملا مسئول اول ایران در عراق بود. نگارنده شخصاً، از سه سال پیش، از مقامات کردستان عراق شنیده است که هم سیاستگذار و هم مجری سیاست‌های ایران در امور عراق و اقلیم کردستان قاسم سلیمانی است. مقامات ایران به مسئولین اقلیم کردستان گفته بودند که رهبر ایران پرونده عراق را به فرمانده نیروی قدس سپرده است. پس اگر جمهوری اسلامی در سال‌های قبل، در عراق سیاست‌های شکست‌خورده‌ای را اجرا کرده است، مسئول اول و مستقیمش همین قاسم سلیمانی است.

ظهور داعش یک پدیده چند علتی بوده است که یکی از دلایل اصلی آن پیامدهای سیاست‌های دیکته شده جمهوری اسلامی به دولت نوری مالکی بود. در آخرین سال‌های نخست وزیری مالکی- مخصوصاً پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی- فشار بر عرب‌های سنی از هر لحاظ افزایش یافته بود و مشارکت آنها در مدیریت سیاسی و اقتصادی به کمترین حد خود در دوران تاریخ صدساله عراق رسیده بود.

سپاه صحوه که توسط عشایر عرب سنی برای مبارزه با گروه‌های وابسته به القاعده که اکثر آنها بعداً به داعش پیوستند- تشکیل شده بود، منحل شد و نوری مالکی قول خود در ادغام فرماندهان سپاه صحوه در ارتش عراق را زیر پا گذاشت. اعتراضات نسبتاً مسالمت‌آمیز سنی‌ها در چندین نقطه عراق با خشونتی کم‌سابقه سرکوب شد. ایران- بخوانید قاسم سلیمانی- تصمیم گرفته بود عراق را به ملک خود تبدیل کند که این سیاست‌های غلط، در کنار چند متغیر دیگر، به شکل‌گیری داعشی انجامید که اکنون جدی‌ترین تهدید علیه عراق و حتی ایران و کل منطقه است.

آمریکا که به نقش ایران در این سیاستگذاری‌های دولت عراق واقف شد، حمایت‌های خود از نوری مالکی را قطع کرد و تمام تلاش‌های ایران بخوانید قاسم سلیمانی- برای حفظ نوری مالکی به جایی نرسید.

انتشار تصاویر اولیه قاسم سلیمانی همزمان شد با تغییر در پست نخست‌وزیری عراق و روی کارآمدن حیدر عبادی به عنوان چهره‌ کمتر شناخته شده و کمتر قابل اعتماد برای ایران. انگار ایران عامدانه می‌خواست از یک سو به دولت جدید عراق بگوید که کماکان حضور پررنگش در عراق را حفظ می‌کند و از دیگر سو به قاسم سلیمانی هم بگوید که مسئولیت بازگرداندن شرایط به دوران سابق به عهده خودش است.

آمریکا در این میان که به هدف اصلی خود یعنی برکنای نوری مالکی رسیده بود، نه تنها به حضور و مانورهای قاسم سلیمانی حساسیت نشان نمی‌داد که چندین نشریه آمریکایی هم به تعریف و تمجید وی پرداختند. دولت آمریکا به هیچ وجه حاضر نبود حتی یک سرباز به جبهه جنگ عراق بفرستد. می‌دانست که ارتش درهم شکسته عراق نیاز به کمک دارد. مطمئن هم بود که انتشار عکس سلیمانی بر روی جلد مجله‌ای آمریکایی نه تنها برای آنها هزینه ای نخواهد داشت، بلکه به نحوی تنبیه عربستان و ترکیه هم محسوب می‌شود که آنچنان که می‌بایست با آمریکا همراهی نکردند.

در داخل ایران هم هیچ کس مخالف این کشف رخسار نبود. سپاه پاسداران از چهره‌ای پرده برمی‌داشت، که برخلاف سایر چهره‌های مطرحش هنوز مخدوش نشده بود. واقعیت این است که از دو دهه قبل که سپاه عملاً وارد صحنه سیاسی و اقتصادی ایران شده بود، از همان زمان که فرماندهانش نامه‌ای تهدیدآمیز به رئیس جمهور وقت سید محمد خاتمی- نوشته بودند و از شکستن قلم‌ها و بریدن زبان‌ها گفته بودند، جایگاه و مقبولیت سپاه در میان افکار عمموی ایرانیان مخدوش شده بود. هرچه زمان می‌گذشت این چهره بیشتر لکه بر می‌داشت. نقش سپاه در فساد اقتصادی، نقش فرماندهان سپاه در به قدرت رسیدن محمود احمدی‌‌نژاد و مجدداً پس از چهار سال، کمک به انتخاب او در پی سرکوب جنبش سبز، همه و همه به اعتبار سپاه ضربه زده بود. طبعاً مطرح شدن یک فرمانده سپاه به عنوان یک فرد خبره و تیزهوش نظامی حتی از نظر آمریکایی‌ها، به نفع سپاه خواهد بود. حال اگر این چهره به کمک چند رسانه‌ داخل و خارج به عنوان عارف و کسی که طی الطریق کرده و به شهود رسیده و ... معرفی شود، که چه بهتر! جالب آنکه عارف بودن قاسم سلیمانی بدون ارایه هیچ نشان و پیشینه‌ای، در پی مصاحبه ایسنا با فردی که خودش را معرفی نکرده بر سر زبان‌ها افتاد. از قول همین منبع ناشناخته قاسم سلیمانی به عنوان بهترین فرد در اطاعت محض از مقام ولایت هم معرفی شد. یعنی پای رهبر ایران هم به جمع متنفعین پرده‌برداری از این چهره سپاه کشیده شد.

اما همه اینها برای ماندگار کردن این چهره در اذهان و جبران شکست‌های دوران مالکی در عراق کافی نبود. یک نظامی تایید شده توسط آمریکایی‌ها، یک عارف اهل طی الطریق و یک مطیع مطلق ولایت هنوز نمی توانست جوابگوی همه سئوالاتی باشد که در اذهان افکار عمومی در مورد نقش ایران در عراق مطرح است. اینجا بود که ناسیونالیزم تحقیر شده باستانگرا به میدان آمد تا هم خود میان آن عده از باورمندان ناامیدش وجهه‌ای یابد و هم به شکلگیری یک قهرمان اسطوره‌ای کمک کند. مقایسه قاسم سلیمانی با فرماندهان تاریخی ایران در یکی از رسانه‌های خارج از کشور، به سرعت به دوران قبل از اسلام هم کشیده شد و نهایتاً با پهلوانان دوران امپراتوری ایران باستان شبیه‌سازی شد، بدون توجه به تناقض بزرگی چون اطاعت محض از ولایت فقیه که از شاخصه‌های اصلی سردارشان است. هیچ کدام از داستانسراهای قاسم سلیمانی تاکنون شواهدی از قهرمانی یا هوش سرشار یا عارف بودن او ارایه نکرده‌اند تنها همه با اهدافی متناقض، در اتئلافی موقت برای چهره‌سازی از یک فرد با سابقه احتمالی تروریستی شرکت کرده‌اند.

نگارنده این ائتلاف را موقتی می‌داند چرا که چهره کنونی قاسم سلیمانی را چهره‌ای کوتاه‌مدت و گذرا می‌داند. او یا به زودی تاریخ حضورش پایان خواهد یافت و به دوران گمنامی خود باز خواهد گشت، یا در صورت اصرار بر ماندن در صحنه، نخواهد توانست این چهره کنونی خود را برای مدتی طولانی حفظ کند.

خبر-سخنگوی سازمان انرژی اتمی رژیم تهران ضمن اشاره به این که ایران فعالیت اتمی خود را تعلیق نکرده در واکنش به سخنان اخیر یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد که پذیرش پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش سلاح‌ هسته‌ای داوطلبانه است.
تفسیر خبر-این چه برنامه غنی سازی صلح آمیز اتمی است که پروتکل الحاقی که امضا کننده آنرا متعهد می کند دنبال بمب اتمی نیست.کار مشکوکی نمی کند و درب تاسیسات اتمی اش هر لحظه بروی بازرسان آژانس جهت راستی آزمایی باز باشد،امضایش داوطلبانه باشد.؟؟!! پذیرش داوطلبانه این پروتکل زمانی است که اینهمه گزارش مبنی بر مشکوک بودن برنامه اتمی نباشد.اکنون که این شگ و تردید و شواهد مدقن هست.باید امضا شود.
نظریه-وقتی پروتکل الحاقی رسما پذیرفته نشود.تولید آب سنگین ،غنی سازی و ... ادامه یابد.آیا یک کودک چند ساله هم باین مشکوک نمیشود که اگر برنامه اتمی شما صلح آمیز است .پس چرا اینهمه اصرار و پافشاری باین چند اقدام که حاصلش فقط تولید بمب اتمی هست و بس؟؟؟؟؟!!!!!

خبر-لی کوان یو بنیانگذار سنگاپور در گذشت.در سال 1959 که لی نخست وزیر شد.سرانه تولید ناخالص ملی 400 دلار بود.در سال 1990 که از قدرت کناره گرفت.در آمد سرانه کشورش را به بیش از 13 هزار دلار رسانده بود.اکنون در آمد سرانه سنگاپور 55 هزار دلار است.سنگاپور نه نفت دارد نه گاز و نه سایر منابع معدنی،اما بجای همه ی اینها سکولاریسم،دموکراسی،آزادی،حقوق بشر،عدالت،عدم تبعیض و نیز رهبران منتخب خردمند دارد.سنگاپور به یمن داشتن رهبران خدمتگزار مردم(و نه خدمتگزار درباری موهوم در آسمان و ستایشگر و پرستش کننده استخوان مردگان 14 قرن پیش،الگو قرار دادن دستورات یک کتاب در زندگی مردمی که در قرن 21،بسر میبرند،وتوی خامنه ای و دستور اول و آخر خامنه ای در همه چیز) اکنون چهارمین مرکز اقتصادی بزرگ دنیاست.
تفسیر خیر-یک روزی هم خبر درگذشت رهبر رژیم یعنی سید علی خامنه ای پخش میشود.میراثی که از وی باقی می ماند چیز دیگری به جز خرابی و تباهی ایران و تبدیل ایران آباد به کویر بزرگ و....نیست.گزارش زیر قسمتی از مظالم و جنایات و بی کفایتی وی علیه ایران و ایرانی است که دو سال پیش نوشته شده(اکنون اوضاع بسیار بدتر ازین گزارش است.اما باید خواند و دید که کجا بودیم و به کجا رسیدیم) ضمنا نشان میدهد.خامنه ای چگونه توانست در کمتر از سه دهه ،خرابی های ناشی از حمله اعراب،چنگیز مغول،حمله متفقین به ایران در جنگ جهانی دوم و... یکجا و بمراتب بیشتری را تحمیل ایران و ایرانی نماید.

How Regime Change Works and Why We Should Pursue It in Iran

http://pjmedia.com/michaelledeen/#ixzz3UlmIMlbz

تغییر رژیم ایران چگونه رخ می‌دهد و چرا باید پیگیری شود؟
نوشته مایکل لدین (مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا )
____________________________________
مخالفت‌هایی جدی در مورد توافق قریب‌الوقوع با ایران در میان کشورهای مختلف وجود دارد؛ از اسراییل تا اعراب سعودی، و از فرانسوی‌ها تا کشورهای حوزه خلیج فارس. این اختلافات تنها در حد حرف نیست. ظاهراً شایعاتی وجود دارد مبنی بر این‌که بعضی از این اعراب خشمگین همان‌طور که نتانیاهو پیش‌بینی کرد (یا شاید می‌دانست) و کیسینجر هشدار داد (و شاید می‌دانست) در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای هستند.
قدرت‌های موجود به این نتیجه اشتباه رسیده‌اند که باید بین رسیدن به توافق و آغاز جنگ یکی را انتخاب کنند. گزینه‌ای که زمانی به گزینه سارکوزی معروف بود: ایرانِ دارای بمب یا بمباران ایران.
ولی لزوماً نباید این‌گونه باشد و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. در معنای تلویحی و گاه در میان عموم، در مورد آرزوی نه چندان پنهانِ کاخ سفید مطالبی می‌شنویم که رژیم ایران یا اصلاح خواهد شد یا سقوط خواهد کرد. بایست به یاد بیاوریم که برای گورباچوف هر دو گرینه روی داد. ابتدا از طریق گلاسنوست و پروستریکا، اصلاحات انجام داد و سپس سقوط کرد. هیچ‌وقت انتخابی مرگ‌بار بین توافق و جنگ وجود نداشت.
در واقع تغییر رژیم، قافیه تکراری جهان امروز است. مصر، لیبی و تونس را تغییر شکل داده، سوریه و ونزوئلا را تهدید می‌کند و اردن و سراسر آفریقا را هدف قرار داده است. همین آخر هفته گذشته، تحلیل بلندبالایی در وال‌استریت‌ژورنال چاپ شد که ادعا می‌کند دولت کمونیست چین در حال سقوط است.
تغییر یک رژیم ناگهانی اتفاق نمی‌افتد، حتی اگر سقوط آن رژیم همه ما را شگفت‌زده کند. ما، و هم‌چنین رهبران دستگاه‌های امنیتی، تصور می‌کنیم که رژیم‌ها پایدار هستند، با وجود این‌که در طبقه‌بندی ماکیاولی، استبداد ناپایدار‌ترین شکل دولت است. هم‌چنین تغییر رژیم به طور اولیه از اوضاع بد اقتصادی منبعث نمی‌شود. پریشان‌ترین و سرکوب‌شده‌ترین جوامع از قبیل کوبا و کره شمالی توسط انبوه شهروندان ناامید تهدید نمی‌شوند. اتحاد جماهیر شوروی از لنین تا گورباچوف، مداوماً دولتی ناکام بود، اما تنها زمانی سقوط کرد که آمریکا فعالانه از اپوزسیون داخلی حمایت کرد.
در زمان سقوط گورباچوف، اکثر سیاست‌گذاران بر این باور بودند که شکلی از گزینه‌ی سارکوزی تنها راه‌حل است. احتمال این‌ را که چنان رژیمی استبدادی بدون خشونت گسترده ساقط شود، کمتر کسی جدی می‌گرفت. تنها رهبرانی مثل ریگان، پاپ ژان پل دوم و مارگارت تاچر می‌توانستند سقوط اتحاد جماهیر شوروی را تصور کنند: نه بمباران، نه لشکرکشی، تنها پایانِ رژیم.
بسیار محتمل بود که بعد از تقلب در انتخابات سال ۸۸، انفجار درونی مشابهی در انتظار ایران باشد. اما یک تفاوت سرنوشت‌ساز وجود داشت: در حالی که ریگان و هم‌پیمانانش از دشمنانِ مستبد حمایت کردند، اوباما که رویای یک توافق بزرگ را حتی قبل از ورود به کاخ سفید در سر می‌پروراند از مستبد حمایت کرد. مخالفان خامنه‌ای باور نداشتند که می‌توانند هم رژیم و هم امریکا را شکست دهند و جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه داد. اما از سوی دیگر در کشورهایی که دولت اوباما از تغییر رژیم حمایت کرد (از قبیل تونس و مصر) تغییر، موفقیت‌آمیز بود.
این نشان می‌دهد که حمایت خارجی و از همه مهم‌تر حمایت امریکا می‌تواند در مورد رژیمی که آماده سقوط است تاثیرگذار باشد. بعد‌ها مشخص شد که اتحاد جماهیر شوروی توخالی است و با کمترین تلاش به زباله‌دان تاریخ پیوست.
آیا ایران نیز یک رژیم توخالی است؟ راهی برای سنجش این وجود ندارد و پژوهشگران اجتماعی نیز کمک چندانی در پاسخ به این پرسش نمی‌کنند. چشم تیزبینی برای بررسی این موضوع لازم است. اما یک شاهد اصلی و به نظر ناسازگار، چنین است: سرکوب بی‌رحمانه‌ی مردم، علامت ضعف است نه قدرت. همان‌طور که نوشته دیوید شامبو در باره تشدید سرکوب‌ها در چین اشاره می‌کند: یک دولت مقتدر و پایدار، چنین سرکوب شدیدی را در دستور کار قرار نمی‌دهد. این نشانه‌ی تزلزل و تشویش عمیق در حزب حاکم است. در مورد رییس‌جمهور روحانی که تحت رهبری او شدت اعدام‌ها، شکنجه‌ها و خفقان به طور چشمگیری افزایش یافته نیز می‌توان چنین ادعایی کرد.
شش سال از زمانی که مردم با تظاهرات گسترده به میدان‌ها و خیابان‌های کشور آمدند می‌گذرد. آیا مردم ایران هنوز هم می‌خواهند عرصه را بر خامنه‌ای و روحانی تنگ کنند؟ آیا حمایت امریکا برای تغییر رژیم، امروز نیز می‌تواند محرک موثری باشد یا مردم ایران حداقل فعلاً از امریکا نومید شده‌اند؟
ما نمی‌دانیم، اما خامنه‌ای و روحانی تصور می‌کنند که می‌دانند. آن‌ها گمان می‌کنند که از طرف مردم خودشان تهدید می‌شوند و بی‌شک آن‌ها نسبت به ما درک بهتری از آمیزه‌ی سیاست و اجتماع ایران دارند. ترس آن‌ها برای اعلام اتهام رسمی علیه سران جنبش سبز (چه برسد به قتلِ آن‌ها) نیز توخالی بودن رژیم را نشان می‌دهد. رهبرانی که با وجود انزوای کامل از طریق حبس خانگی هنوز هم محبوب مانده‌اند.
همه این موارد به نفع حمایت از تغییر رژیم در ایران است. و حتی یک مورد دیگر نیز برای خوش‌بینی وجود دارد: اتحاد جماهیر شوروی توسط درصد بسیار کمی از مردم خود به چالش کشیده شد، حال این‌که دلایل خوبی موجود است که اکثریت چشم‌گیری از ایرانیان از این رژیم متنفرند. اگر از آرمان‌شان حمایت کنیم احتمالا به نتیجه می‌رسند.
زمان مناسبی است که این سلاح سیاسی قدرتمند را نیز به توپخانهٔ خود اضافه کنیم. خامنه‌ای بیمار است و منابع خبری موثق ایرانی خبر داده‌اند به خاطر نارسایی کلیه نیاز به دیالیز دارد. همچنین به خاطر نارسایی کبد تحت درمان است. و این‌ها همه به سرطان شناخته‌شده‌ی او اضافه می‌شود. جانشینان بالقوهٔ زیادی مانند روحانی، مصباح یزدی (که یک روحانی متعصب است) و حتی سردار سلیمانی (فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران) وجود دارند. احتمالاً متوجه شده‌اید که او اخیراً کارزار تبلیغات عمومی گسترده‌ای به راه انداخته است تا تصویر مردی قوی از وی بسازد.
تحت این شرایط، تقاضای رجوعِ دموکراتیک به مردم ایران -از طریق رفراندوم برای پایان استبداد مذهبی تا انتخابات آزاد رهبران ملی- می‌تواند به خوبی تحرکِ داخلی ایران را تغییر دهد. یک مورد کاملاً قطعی است: این پیشنهاد مسلماً بهتر از سیاست فعلی مبنی بر حمایت از یک استبداد رو به زوال و تبدیل خاورمیانه و مناطق حساس اطراف آن به جمهوری اسلامی است.‌‌ همان جمهوری اسلامی که مرتباً فریاد مرگ بر آمریکا سر می‌دهد.
* مایکل لدین تاریخ‌دان، فیلسوف و اندیشمند امریکایی است که در حال حاضر صاحب کرسی پژوهش‌گر آزادی در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها است. او مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و وزارت دفاع این کشور در دولت جرج بوش بود. این مقاله، روز ۹ مارس ۲۰۱۵ (۱۸ اسفند ۱۳۹۳) در وب‌سایت پی‌جی مدیا منتشر شده است

مناظره جنجالی صادق زیباکلام و یاسر جبرائیلی

زیبا کلام : چه کسی این مأموریت را به جمهوری اسلامی داده که اسراییل را باید نابود کند؟

https://www.youtube.com/watch?v=j8qo3aLY7Js

..............

صفحهِ دیپلماتهای پیشین

تماس با ما

وبلاگ شخصی  احمد ملکی

وبلاگ شخصی محمد رضا حیدری

فیس بوک دکتر علی اکبر امید مهر

فیس بوک رسمی کمپین سفارت سبز

خبرنامه رسمی  کمپین سفارت سبز

مهم و قابل توجه هم میهنان گرامی

هر خبر نامه و یا فیس بوک  با استفاده غیر مجاز از آرم رسمی و ثبت شده ی کمپین سفارت سبز بجز موارد فوق ، که در شبکه اینترنت مشاهده میشود ربطی به کمپین سفارت سبز نداشته و طبق اصل رعایت قانون کپی رایت ، میتواند پیگرد قانونی در پی داشته باشد

 www.sefaratesabz.com